* یك وكیل مجلس این طور فحش می‌دهد:

احمق بی‌قانون، كودن، بی اعتبارنامه، تو از مصونیت اخلاقی خود سوء استفاده كرده‌ای. بدتركیب، ‌قیافه
كبود. دیگر اعتماد من از تو سلب شد. دیگر دوستی من و تو وخیم گردید. مرده‌شور آن صدای زنگوله مانندت
را ببرد. یك جلسه دیگر اگر جلوی چشمم بیایی استیضاحت می‌كنم !

* یك افسر این طور فحاشی می‌كند:

زنیكه بی‌انضباط. ای توپ، ای مسلسل، شمشیر توی فرق سرت بخورد، یابوی بی ركاب. آجر نظامی
توی سرت بخورد. یغلبی ، چخماق ، الهی توی صف مرده‌ها بری !

* یك كارمند اداره می‌گوید:

خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهی اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنیا ارسال شود، الهی
در قبرستان برای همیشه بایگانی شوی، لامذهب، بی دین، مدیركل! الهی از این دنیا اخراج بشی!

* یك درشكه‌چی :

تف برویت، كپی اوغلی. حیوون علیشاه، مگر اینجا طویله است؟ لامروت مثل خیابان سنگفرش می‌ماند!
آقا می‌گیرم سوتت می‌كنم كه دو كورس اونطرف‌تر
بیایی پایین، رنگش مثل پهن می‌ماند!

* یك خیاط:

ای بی قواره، بد برش، بی آستر. به خدا چاك دهنت را می‌دوزم. گوشهایت را قیچی
می‌كنم .
مرده‌شور صورت آبله‌ای سوزن سوزنیت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدی. خوبه، بسه دیگه، جلوی حرفهایت را درز بگیر... باشه، باشه این بود اجرت. بیست سانتیمتر
دوستی من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافی؟

* یك بازاری محتكر:

دِهه... چك بی‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببین. دلال مظلمه را بپا ! مردیكه، پنجاه و سه
پارچه آبادی كه دارم توی سرت بخوره، الهی زیر ماشین بیوك بری، خیر ندیده بی‌اعتبار. تف تمام مستاجرینم به ریش پدرت، درد و بلای سرقفلی‌هام
بخوره توی كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390    | توسط: حمید رضا جوکار    |    | نظرات()